X
تبلیغات
رایتل

*ღ در سکوت مبهم خویش...ღ*

♥ به نام خدای عزیزم ♥

عید 92

قلم نوشت:


داشتم الان عکسای عید 92 رو نگاه میکردم،هنوزم بوی خوب اون روزارو


با دیدن عکسا یادم میاد،چقدر خوبه که عکس گرفتیم،انگار بادیدن عکسا


اون روزا رو نفس میکشم...


سال تحویل،سفره هفت سین رو من چیدم چقدرم قشنگ شد تا 13 به در گوشه خونمون بود


اولین جایی که رفتیم عبدالعظیم بود چون خیلی دوسش داریم


همون روز خاله مرضی نان زنگ زدن گفتن میخوان بیان ماهم تندی برگشتیم


خونمون،رفتن به پرند با خاله نان بادبادک هوا کردن عمو مرتضی ومهدی


هوای ابریه اون روزا،باغچه پردیس،اراک،روستا،نداشتن آنتن...


اووووووووووم بوشو حس میکنم


بوی بهاره،بوی لطافته،بوی تازگیه،بوی محبته،بوی پاکیه،بوی عشقه


ولی از 93 خوشم نمیاد،هنوز نیومده ازش بدم میاد چون بدی ها برام روشن شدن واقعیتایی که


همه دیدم رو خراب کرد به همه حتی نزدیکترینام.


ولی بازم بوی 92برای باقیه!


[ چهارشنبه 23 بهمن 1392 ] [ 15:44 ] [ زینب ] [ 5 نظر ]